سيد علي اكبر قرشي
447
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
كردند چون خدا ما را بلند كرده و آنها را پايين آورده است . كسى به آن حضرت گفت : يا امير المؤمنين پروردگار را براى ما طورى توصيف كن كه گويا او را با چشم خود مى بينيم امام صلوات الله عليه از اين سخن به خشم آمد و مردم را در مسجد جمع كرد و در ضمن سخنان خويش كه معروف به خطبهء اشباح است فرموده : ايها السائل آنچه را قران از اوصاف خدا بيان كرده از آن پيروى كن و از نور هدايت آن كسب نور نما و آنچه شيطان به فكر تو مى آورد و در قرآن و كلام رسول و امامان نيست علم آن را به خدا واگذار ، بدان راسخون در علم كسانى هستند كه اقرار به جهل ، آنها را از ورود به عالم غيب كفايت كرده است و خدا اعتراف به جهل آنها را ، رسوخ در علم ناميده است . : « و اعلم انّ الراسخين فى العلم هم الذين اغناهم عن اقتحام السّدد المضروبة دون الغيوب ، الاقرار بجملة ما جهلوا تفسيره من الغيب المحجوب . . . و سمّى تركهم التعّمق . . . رسوخا » خ 91 ، 125 ، از اين سخن معلوم مىشود كه متشابهات قرآن پيوسته متشابه خواهند ماند ، رجوع شود به سورهء آل « عمران » آيهء 7 در تفسير احسن الحديث . « الصمّ الرواسخ » خ 195 ، 310 يعنى كوههاى سخت و ثابت . رس : منظور از « رسّ » كه در قرآن مجيد نيز آمده است ، ظاهرا رودخانه ارس مى باشد كه در شمال آذربايجان به طول 800 كيلومتر از كوههاى ارضروم در تركيه سرچشمه گرفته پس از عبور از دشت مغان به رود « كورا » متصل مى گردد و به درياى خزر مى ريزد در قسمتى از كرانههاى آن تمدّنى وجود داشته كه از بين رفته است و « مدائن رسّ » در « نهج » كه خواهد آمد عبارت از همان تمدّن است ، به هر حال آن فقط يك بار در كلام حضرت آمده است آنگاه كه فرمايد : : « اين الفراعنة و ابناء الفراعنة ، اين اصحاب مدائن الرّس الذين قتلوا النبييّن و اطفؤوا سنن المرسلين و احيوا سنن الجبّارين » خ 182 ، 263 من مقدارى از شرح حال اصحاب رسّ را در ( قاموس قرآن ) ذيل كلمهء « رسّ » نقل كردهام . رسل : به كسر اول در اصل به معنى برخاستن با تأنّى است ، رسول به معنى